سلام به شما دوستای خیییییییییلی خوبم

از این به بعد اگه خواستید به آدرس زیر بیاید پیشمsmilie

www.sougand121.blogfa.com

منتظرمااااااااااااsmilie

?طلوع | پیوند | 1388/7/3 | 6 نظر | ارسال نظر

همسایگان دریا پس از مدتی صدای امواج را

 نمی شنوند

         چه تلخ است

                      قصه عادت...

 .

چند روز پیش یک عزیزی متن بالا رو برام فرستاد

راستش و بخواید خیلی خوشم اومد

اما برداشتها از این متن خیلی متفاوت بود

به خاطر همین این و اینجا نوشتم تا نظر و برداشت شما

دوستای خوبم و هم بدونم...

منتظرم... 

?طلوع | پیوند | 1388/6/11 | 6 نظر | ارسال نظر

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود

 يار کسي !!!

  پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟                                                         

                                   گفت : نه در آن سوخته ام      

                             

                                 

             بر سر در قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع.عشق وارد شدو گفت

                                      .

                                          من بی سوادم!!!

 
?طلوع | پیوند | 1388/6/3 | 2 نظر | ارسال نظر

 
شكلات

. 

با يه شکلات شروع شد.

.

من يه شکلات گذاشتم توي دستش. اونم يه شکلات گذاشت توي دست من.

       ..                                                                                         من بچه بودم، اونم بچه بود. سرمو بالا کردم، سرشو بالا کرد

 .

ديد که منو مي شناسه. خنديدم.

 .

گفت: « دوستيم؟» گفتم: « دوست دوست »

 .

گفت: « تا کجا؟»

 .

گفتم:« دوستي که تا نداره.» گفت:« تا مرگ» خنديديم و

 .

گفتم:« من که گفتم تا نداره »گفت:«باشه تا پس از مرگ »

 .

گفتم:« نه نه نه تا نداره»

 .

گفت:« قبول تا اونجا که همه دوباره زنده مي شن

 .

يعني زندگي پس از مرگ با زم باهم دوستيم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه

 .

 من و تو با  هم دوستيم؟»

 .

خنديدم گفتم:« تو براش تا هرکجا که دلت مي خواد يک تا بذار.

 .

اصلاً يه تا بکش از سر اين دنيا تا اون دنيا . اما من اصلاً تا نمي ذارم.»

 .

نگام کرد . نگاش کردم. باور نمي کرد.

 .

 ميدونستم، اون مي خواست حتماً دوستي ما تا داشته باشه.

 .

دوستي بدون تا رو نمي فهميد .

 .

گفت:« بيا براي دوستيمون يه نشونه بذاريم،»  گفتم:« باشه تو بذار»

 .

گفت:« شکلات، هر بار که همديگرو مي بينيم يه شکلات مال تو يکي مال من.

 .

باشه؟» گفتم:« باشه .»

 .

هر بار يه شکلات مي ذاشتم توي دستش اونم يه شکلات تو دست من.

 .

باز همديگرو نگاه ميکرديم يعني که دوستيم. دوست دوست .

 .

من تندي شکلاتمو باز ميکردم و ميذاشتم توي دهنم و تند و تند مي مکيدم.

 .

مي گفت شکمو! تو دوست شکموی منی و شکلاتش را ميذاشت تو يه

 .

صندوقچه کوچولوي قشنگ.

.
مي گفتم:« بخورش» مي گفت:« تموم ميشه مي خوام تموم نشه .

 .

 برای هميشه بمونه».

 .

صندوقش پر ازشکلات شده بود. هيچ کدومشو نمي خورد.

 .

من هموشو خورده بودم. گفتم:« اگه يه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن يا کرما

 .

اون وقت چکار مي کني؟» گفت:« مواظبشون هستم» 

 .

 مي گفت: «مي خوام نگهشون دارم تا موقعي که دوست هستيم»

 .

و من شکلاتمو ميذاشتم تو دهنمو مي گفتم:« نه نه نه تا نه. دوستي که تا نداره .»  .

يک سال...دو سال...چهارسال...هفت سال...ده سال...بيست سالش شده .

.

اون بزرگ شده منم بزرگ شدم.

 .

من همه شکلاتامو خوردم اون همه شکلاتاشو نگه داشته .

 .

اون اومده امشب تا خداحافظي کنه. مي خواد بره. بره اون دور دورا.

 .

ميگه ميرم اما زود بر ميگردم. من که مي دونم ميره و برنمي گرده .

 .

يادش رفت شکلات به من بده. من که يادم نرفته.

 .

 يه شکلات گذاشتم کف دستش.

 .

گفتم : اين براي خوردن يه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش:

 .

اينم آخرين شکلات براي صندوق کوچيکت.

 .

يادش رفته بود که صندوقي داره براي شکلاتاش.

 .

هر دوتا رو خورد. خنديدم.

 .

مي دونستم دوستي من تا نداره. مي دونستم دوستي اون تا داره. مثل هميشه.

.

 خوب شد همه شکلاتامو خوردم اما او هيچ کدومشونو نخورده .

 .

حالا با يه صندوق پر از شکلاتای نخورده چيکار ميکنه . . . ؟!

?طلوع | پیوند | 1388/6/2 | 3 نظر | ارسال نظر

?طلوع | پیوند | 1388/6/1 | 0 نظر | ارسال نظر

کوله بارت بربند

شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسيم

بشناسيم خدارا

و بفهميم که يک عمر

چه غافل بوديم

می شود آسان رفت

می شود کاری کرد

که رضا باشد او

ای سبکبال

در اين راه شگرف

در دعای سحرت

در مناجات خدايی شدنت

هرگز از ياد مبر

من جامانده بسی محتاجم...

.

.

.

جز خدا کيست

که در سايه مهرش بخزيم

رحمت اوست

که هر لحظه

پناه من و توست...

.

.

.

عشق يعنی شب نشينی با خدا

گفتگو با ناله اما بی صدا

رمضان فرصت ناب است

هنگامه عبور از راهی

که يازده ماه بی عبور مانده

راهی که راست به بهشت ختم می شود...

.

.

.

     ماه خدا و ضيافتش

.

          نزول قرآن و تلاوتش

.

                     روزه و نمازش

.

             صلوات بر محمد(ص) و اهل بيتش

 .

                   احسان و برکتش

.

             عبادت و بندگيش

.

      رحمت و آمرزشش

.

.

 

بر شما دوستای خوبم مبارک

 

 

 

 .

 

?طلوع | پیوند | 1388/5/31 | 0 نظر | ارسال نظر

پسرك و خدمتكار

.

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى

 .

وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست.

 .

خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

.

پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

 .

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت .

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد ، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد .

بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى

منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣٥ سنت

پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت:

براى من يک بستني بياوريد.

خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت.

 پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار

 پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت،

 گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت

 براى او انعام گذاشته بود !

?طلوع | پیوند | 1388/5/28 | 2 نظر | ارسال نظر

سلام دوستای خوبم :

نمی دونم می دونید امروز چه روزی هست یا نه ؟

یه روزی مثل امروز اما حدود ۲۰سال پیش دلاور مردای ما که آزادی

و  از یاد برده بودن امروز به سمت آشیانه هاشون که دیگه تصور برگشت

و نمی کردن پرواز می کنن...

تصور کن چندین سال هر روز با کابل و باتوم ازت پذیرایی بشه!!

تصور کن چندین سال دیدن آسمون پر ستاره و زیبای شب ازت دریغ بشه!!

تصور کن چندین سال سهمت از نوشیدن آب تنها روزی یک لیوان باشه!!

تصور کن چندین سال سهمت از عزیزترین هات فقط چهارتا کلمه روی یک تکه. 

کاغذ باشه تازه اونم شاید گاهی!!

حالا تصور حال خانواده هاشون و کن...

تصور کن حال نو عروسی و که هر روز انتظار ورود شوهرش و می کشه

وهر روز کفش های اون و واکس میزنه تا گرد تنهایی روشون سنگینی نکنه!! 

تصور کن حال مادری و که بی خبره از حال گلی که یک عمر پرورونده!!

تصور کن حال پدری و که عصای پیریش و ازش گرفتن!!  تصور کن ...

.

تصور کن چیز هایی رو که من هرگز نتونستم تصور کنم... 

.

.

*من از طرف خودم و تمام شما دوستای خوبی که به

من سر میزنید این روز و به آزاده های عزیز میهنمون و

خانواده هاشون تبریک میگم*

 
?طلوع | پیوند | 1388/5/26 | 1 نظر | ارسال نظر

  

 فوايد لبخند  smilie

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش

 .و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

   smilie 

.2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

 دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید.

 لبخند به بدن حقه می زند.

   smilie

۳  لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم

 .شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

.smilie

۴. لبخند زدن استرس را از بین می برد..

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود

 .و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

.smilie

۵.  لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس

 آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی

 جلوگیری کنید.

.smilie  

۶. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید.

لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

. smilie

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

. تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در

 بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن

 یک داروی مسکن طبیعی است.

.    smilie

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

. عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند.

 پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

.  smilie

لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

.به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند

 و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

.  smilie

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله

 منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما

 به بقیه بدن پیغام می فرستد کهزندگی خوب پیش می رود”.

  پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

.

 .

باور کنید دوستای خوبم هیچ چیز توی دنیا ارزشش بیشتراز

 شما نیست پس به خاطر چیزهای بی ارزش 

 ارزشمند ترین چیز تو این دنیا یعنی خودتون و ناراحت نکنید. 

پس….همیشه لبخند بزنید . دوستتون دارم

?طلوع | پیوند | 1388/5/25 | 1 نظر | ارسال نظر

 

  ثروت؟ قدرت؟ عشق؟

.

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زيبا جلوي در ديد.
 .

به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد،

 .

بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم

.
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
 .

زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته
 .

آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانيم
 .

عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
 .

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل
 .

زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل

 .

خانه نمي شويم
 .

زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد

 .

 و گفت 

 .

نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:

 .

« نام او موفقيت است.

 .

و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که

 .

کدام يک از ما وارد خانه شما شويم
 .

زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب،  

 .

ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش

 .

 مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
 .

فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت

 .

کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود

.
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از

 .

شما عشق است؟ او مهمان ماست
 .

عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند.

 .

 زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
 .

پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد،

 .

بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست»

. 

آری… با عشق هر آنچه که می خواهيد می توانيد به دست آورديد

    
?طلوع | پیوند | 1388/5/25 | 2 نظر | ارسال نظر

 

           ما می رويم، عشق می ماند، پس عاشق باش تا بمانی... .

.

* * * * * * * * * * * * * * * *

.

امروز با هم بودن را تجربه می کنيم و شايد فردا به ياد هم بودن را،

. 

       پس امروز را بيا زيبا زندگی کنيم، به حرمت خاطرات فردا!

.

* * * * * * * * * * * * * * * *

. 

در زمين عشقی نيست که زمينت نزند، آسمان را درياب!

.

                         * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

              تا نباشد اين جدايی ها، کس نداند قدر ياران را،

.

کوير خشک می داند، بهای قطره باران را...

.

                        * * * * * * * * * * * * * * * * * *                                     

.

        خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من

 .

 بر دعای چشمانت...

.

                        * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

          عشق يعنی همه چيز را برای يک هدف دادن و به پاداشش

.

 هيچ چيز نخواستن!

?طلوع | پیوند | 1388/5/22 | 1 نظر | ارسال نظر

 

دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

.

. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

.

.

ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

.

.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * 
.

.


اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

.

.

* * * * * * * * * * * * * * * * * 

.

. 

.
خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی

. 

می کند.

.

.

* * * * * * * * * * * * * * * * *

.

. 

قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

.

.

* * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

. 


مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ،

. 

 که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

.

. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

. 


.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ،

. 

                بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

 .

.

?طلوع | پیوند | 1388/5/21 | 0 نظر | ارسال نظر

گل اگر خار نداشت

.
دل اگر بی غم بود

.
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود

.
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

.

..

.

 .

 زندگی شوق رسيدن به همان فردايست

.
                      که نخواهد آمد

.
                        تو نه در ديروزی و نه در فردايی

.
                                      ظرف امروز پر از بودن توست

.
                               زندگی را درياب

 

 .

 .

.

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي

 مي كند.

نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود

.

.

?طلوع | پیوند | 1388/5/19 | 0 نظر | ارسال نظر

 

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم

 .

گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم آوردي و

 .

 سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود ...

.

.

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم

 .

 هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چيزم تويی نمی خوام خوابتو ببينم،

 .

چون توخوش ترازخوابی اگه يه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال يه شونه

 .

گشتی که گريه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،

 .

اما منم پا به پات گريه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن،

 .

قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ،

 .

صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه يه روزخواستی بری قول نميدم جلوتو بگيرم

 .

اما باهات ميدوم اگه بیه روز خواستی بميری قول نمی دم جلوتو بگيرم

 .

 اما اينو بدون من قبل از تو ميميرم...

.

.

.

.

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد

 .

باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد

 .

به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي

 .

كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي

 .

 براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد...

.

.

.

.

منطق عشق منطق عشق , منطق دليل و برهان نيست . منطق صغری و کبری

 .

نيست . منطق علت و معلول نيست . منطق عاشق و معشوق است .

 .

منطق اميد و آرزو . منطقی که فقط عشاق به آن استناد ميکنند و

 .

 عقلا به مضحکه بر مجلس عقل . و من بر همان منطق تو را

 .

ميپرستم و ميستايم ...

.

?طلوع | پیوند | 1388/5/18 | 0 نظر | ارسال نظر

    عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري 

.                                      

         دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري

.                             

                من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم  

             

                                   شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام   

.

.

                                                      * * * * * * * * *                                                                     

من و تو بايد بدونيم عشق بدون صدمه زدن به ""من""    "ما" می سازه

.

اگه صدمه زد ابتزال !! 
.

.

.

                                    * * * * * * * * * * *

.

.

می دونی اگه برگ درخت ها تو پاييز نيوفتن،

جايی برای رشد برگ بهاری پيدا نمی شه  .. !!

 

 

?طلوع | پیوند | 1388/5/17 | 0 نظر | ارسال نظر

  

می آيی بعد از شبهای تاريک

.

          تو تنها صبح بی ترديد هستی

                                                                                                         

* * * * * * * * * * * * * *

.

پر از عطشم، مرا تو دريايی کن. ..........................................................................................
سرشار از احساس و تماشايی کن
. ...................................................................
هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم .
 ..................................................................
ای خوب بيا دوباره آقايی کن
. ...................................................................* * * * * * * * * * * *  ...............................و...ومنوکمنممنمکننکملنلکانلکانلکمنلکمنکمنکملتکم            * * * * * * * * * * * * * * *   .................................................................................................................  

مهدی جان!

.
صبح بی تو ، رنگ بعدازظهر يک آدينه دارد

.
بی تو حتی مهربانی حالتی از کينه دارد

.

.

* * * * * * * * * *

.

.

آقا بيا تا زندگی معنا بگيرد. ............................................................................
شايد دعای مادرت زهرابگيرد   ................................................................
.
آقا بيا تا با ظهور چشم هايت.. ......................................................................................
.
اين چشم های ما کمی تقوا بگیرد                                                  .........................................................................*     * * * * * * * * * * * * *  

پشت ابر خودبينی های ما، امام زمان نشسته است. (دکتر سنگری)

.

* * * * * * * * * * *

.

دوستای خوبم امیدوارم تو این چند روز که به مناسبت نیمه شعبان همه جا

جشن بود شماها هم خوب استفاده کرده باشید.

.

امیدوارم حاجتاتون و از آقا گرفته باشید    

                         * *عیدتون مبارک* *

?طلوع | پیوند | 1388/5/16 | 1 نظر | ارسال نظر

 

     زندگی قصه ی تلخيست

.                   .            که از آغازش

 . 

                         بس که آزرده شدم

 .  

                                چشم به پايان دارم

.

.

* * * * * * * * * * * *

.

 ای خدا دلگیرم ازت

..

ای زندگی سیرم ازت

.

ای زندگی می ميرمو

.

عمرمو می گيرم ازت

.

اين غصه های لعنتی

.

از خنده دورم می کنن

.

اين نفسای بی هدف

.

زنده به گورم می کنن

.

چه لحظه های خوبيه

.

ثانيه های اخره

.

فرشته ی مردن من

.

منو از اينجا می بره

.

چه اعتراف تلخيه

.

انگار رسيدم ته خط

.

وقت خلاصی از همس

.

..

                                      ای دنيا بی زارم ازت

.

.* * * * * * * * * *

.

واقعا ببخشید به نظر من که بار منفی این دوتا شعر خیلی زیاد بود

.

آخه یکی نیست به این شاعر محترم بگه :

.

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛

 .

به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

.

.

راستی می دونم جمله بالا تکراری بود اما فکر کنم یاداوریش لازم 

بود... 

دوستتون دارم زندگی خیلی قشنگه قدرشو بدونیداااsmilie

?طلوع | پیوند | 1388/5/16 | 0 نظر | ارسال نظر

 

شب آنچنان زلال که ميشد ستاره چيد

.

دستم به هر ستاره که می خواست می رسيد

 .

نه از فراز بام که از پای بوته ها

.
می شد ترا در آينه هرستاره ديد

.
در بی کران دشت

.
در نيمه های شب

.
جز من که با خيال تو می گشتم

.
 جز من که در کنار تو می سوختم غريب 

.
 تنها ستاره بود که می سوخت

.
 تنها نسيم بود که می گشت

.

.

 .

.

* * * * * * * * * * *

.
.
.

 دائم برای ديدن هم دير می کنيم

 .

وقت قرار ها همه تاخير می کنيم

 .

اول برای عشق همه تند می رويم

 .

اما اواسطش همه گير می کنيم 

.

.

* * * * * * * * * * *                                                             

 .

.

 گفتی اهل آسمونی

 .

ولی من اهل زمينم

 .

گفتی فاصله زياده

 .

بين تو تا سرزمينم

 .

گفتی قلب عاشق من مثل انگشتر سادست

 .

گفتی از وقتی رسيدی اومدی شدی نگينم

 .

من ديوونه اسيرت شدم و تو هم نوشتی

 .

برسر عهدم ميمونم تا هميشه نازنينم

 .

حالا ميگذره از اون روز ؛ جای ما انگار عوض شد

 .

تو يه جور ديگه هستی  ولی من بازم همينم

 .

تو توی چشمات چی داری که حالا من آرزومه

 .

واسه ی يه لحظه حتی بيام و پيشت بشينم

 .

گل سرخا دم دستت

 .

دريغ از يه شاخه چيدن

 .

من بايد از دور بيام و واسه ی تو گل بچينم

 .

من به اون نقطه رسيدم که اگه حتی نباشی

 .

هميشه بودی و هستی انتخاب آخرينم

 .

انگار از دست من و دل باز تو رنجيدی عزيزم

 .

حاضرم بميرم اما اخمای تورو نبينم

.

?طلوع | پیوند | 1388/4/30 | 0 نظر | ارسال نظر

 

بزرگترين سعادت فرار از فلاكت است.     اليوت

.

.
خواستار سعادت ديگران بودن بزرگترين خوشبختي هاست.     الثرر

.

.
حسن شهرت و نام نيك بزرگترين سعادتهاست.    شيللر

.
 .

سعادت ديگران بخشي مهم از خوشبختي ماست.    رنان

 .

.

 هنگام نيكبختي است كه بايد بيمناك بود.هيچ چيز تهديد آميز تر از

 .

سعادت نيست.    موريس مترلينگ

.

.

.
سعادت مانند توپ فوتبال است وقتي از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي

 .

مي ايستد با يك ضربه آنرا از خود دور مي سازيم.      شاتو بر

.

.

سعادت مثل پروانه اي است كه روي برگهاي گل بخواب رفته باشد به

 .

مجرد اينكه نزديكش بروي بالهاي خود را باز كرده و در فضا پرواز مي كند. 

.

    آندره توريه

.
.

.
احمق هيچوقت سعادتمند نمي شود.     سيسرون
.
.

.

.
خوشبختی شكاف اين بدبختي است تا بدبختي ديگر.    چارلی چاپلين‌  

 .

به سوی آن باز دارد .    ارد بزرگ 

 .

به كار بستن آنها ، بزرگترين سعادت در زندگي هر فرد است .      گوته

 .

.

اميد جزيي از خوشبختي است.      ژوبر

.

.

وظيفه اصلي و اساسي كلمه قدرت اين است كه در خوشبختي بشر

 .

بكوشد.        هانري دورلئان


?طلوع | پیوند | 1388/4/23 | 0 نظر | ارسال نظر

 غروب از قايم‏باشك شب و روز خسته شد.smilie

.

 براي اينكه آدم خوش‏بيني شود، بيني‏اش را عمل كرد. smilie                              

 .

نگاهش آن‏قدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم. smilie

.

  در روز باراني چتر الگوي فداكاري است.smilie 

.

 ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.smilie  

.                                

عكس توقف زمان است.smilie      

.

  آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست. smilie

.

 آلبالو گران بود، چشمانش انگور مي‏چيد.smilie

.                                       

هر لقمه‏اي را كه فرو ميدهم، معده‏ام فرياد مي‏زند: خوش آمدي smilie             

 .

وقتي مي‏خواهم حرف پنهاني بزنم، گوش‏هايم را مي‏گيرم.smilie                     

 .

براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم. smilie

 

?طلوع | پیوند | 1388/4/19 | 0 نظر | ارسال نظر

فال عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس