در راه ملکوت

حسرت نبرم به خواب آن مرداب كآرام درون دشت شب خفته ست دريايم و نيست باكم از طوفان دريا همه عمر خوابش آشفته ست


 

 

رودخانه های عمیق آرام ترند...
نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1389/5/21 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (1)

رضای خدا


"و خدا طوطی و کلاغ را زشت آفرید.


طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.


کلاغ به رضای خدا تن در داد و حال؛


طوطی در قفس است و کلاغ آزاد و رها

 


 

 

نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1389/5/9 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (0)


 

 

زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.


نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1389/4/31 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (1)

داستان۱

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.


در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد.

او بلند شد،خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.


مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد..

در راه به مسجد ودر همان نقطه مجدداً زمین خورد!


او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت..

یک بار دیگر لباسهایشرا عوض کرد و راهی خانه خدا شد.


در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.


مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید))..


از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.


مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان

 

را به طرف مسجدادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند،

مرد اول از مرد چراغ بدستدر خواست می کند تا به مسجد وارد شود

و با او نماز بخواند.

 

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.


مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.


مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.


مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد..


شیطان در ادامه توضیح می دهد:((من شما را در راه به مسجد دیدم و

این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،

خدا همه گناهان شما را بخشید.

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی

آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.


به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم،

آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.



کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید.

زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است

ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید.

پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.


این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1389/4/29 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (0)

سخن برخی بزرگان درمورد سعادت

 

 

 

 

بزرگترين سعادت فرار از فلاكت است.         اليوت




خواستار سعادت ديگران بودن بزرگترين خوشبختي هاست  .       الثرر




حسن شهرت و نام نيك بزرگترين سعادتهاست.    شيللر



سعادت   ديگران بخشي مهم از خوشبختي ماست.    رنان

 


 هنگام نيكبختي است كه بايد بيمناك   بود.هيچ چيز تهديد آميز تر از

 

سعادت نيست.    موريس مترلينگ




سعادت مانند   توپ فوتبال است وقتي از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي


مي ايستد با يك ضربه   آنرا از خود دور مي سازيم.      شاتو بر

 

 


 سعادت مثل پروانه اي است كه   روي برگهاي گل بخواب رفته باشد به


مجرد اينكه نزديكش بروي بالهاي خود را باز كرده و   در فضا پرواز مي كند.


    آندره توريه

.


احمق هيچوقت سعادتمند نمي شود.     سيسرون    

 

 


خوشبختی شكاف اين بدبختي است تا بدبختي ديگر.    چارلی چاپلين‌  


به سوی آن باز دارد .    ارد بزرگ                  

 

به كار بستن آنها ، بزرگترين سعادت در زندگي هر فرد است .      گوته

 


اميد جزيي از خوشبختي است.      ژوبر

 


وظيفه اصلي و اساسي كلمه قدرت اين است كه در خوشبختي بشر

 

بكوشد.        هانري دورلئان


نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1388/4/23 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (3)

سخنان دکتر شریعتی


 

خدا آدم را آفريد تا او معبر رام و همواری گردد

.

در زير گام های اراده ی خداوندی ؛ انسان؛

.

مسير خدا و رهگذر خواستن های خدا گردد.

 .

خداوند از اين رهگذر هموار آهنگ کجا دارد؟

 .

 سرمنزل مقصودش چيست؟

 .

در اين راه سرمنزل مقصودی که خدا چنين به

.

شتاب به سوی آن می تازد انسان است! راه و

.
رهرو و مقصد هر سه يکی است!   
..
..
. 

 ............................

./

.

نه من هرگز نمی نالم. قرن ها ناليدن بس است

 .

 می خواهم فرياد کنم اگر نتوانستم سکوت ميکنم

.

خاموش مردن بهتر از ناليدن است.

.

در اينجا که منم چه کسی ميداند که بودن نيز

.
هم چون زيستن طاقت فرسا است؟!

 .

به هر حال سه ره پيدا است : پليدی ؛ پاکی ؛ پوچی.

 .

اين سه راهی است که پيش پای هر انسانی گشوده

 .

است تو يک کلمه ی نا مفهومی و يک وجودی

 .

بی ماهيتی و هيچی که بر سر اين سه راه

 .

ايستاده ای. تا ايستاده ای هيچی چون ايستاده ای

.

هيچی. يکی را انتخاب می کنی به راه ميفتی و

.

با انتخاب راه رفتن ات خودت را انتخاب می کنی

.

معنا می شوی ماهيت وجودی ات معين می شود

.

چگونه بودنت شکل می گيرد و اين چنين است که

.

آدمی که با تولد وجود يافته است و با انتخاب

.
 ماهيت ميابد.

 .

.

کويريات دکتر علی شريعتی . 
.
. ......................... 

 .

.

روزها می گذرند

.

لحظه ها ثانيه ها ساعت ها

.

همه چون گرد و غبار همه چون ابر بهار

.

همه با سرعت بی رحم زمان در گذرند

.

وفقط ياد من و ياد تو و خاطره ها می

.
ماند.
.
  .
 ......................... 
.
 . 

شگفتا که وقتی بود نمی ديديم. وقتی که می خواند

.

نمی شنيديم... وقتی ديدم که نبود ... وقتی

.
 شنيدم که نخواند...! چه غم انگيز است که وقتی

 .

چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشدو

 .

 می خواند و می نالد تشنه ی آتش باشی و نه آب؛ و

.

چشمه که خشکيد چشمه که از آن  آتش که تو تشنه ی

.

 آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کوير

.

را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روييد

.

و از آسمان آتش باريد تو تشنه ی آب گردی و نه

.

تشنه ی آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی

.

که تا بود از غم نبودن تو می گداخت.

.

.دکتر علی شريعتی

نویسنده: طلوع ׀ تاریخ: 1388/4/13 ׀ لینک این پست ׀ نظرات (1)


© All Rights Reserved to http://mashkook.pib.ir/ \ Theme by:
bahar-20

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس